مؤلف مجهول
204
تاريخ سيستان
( نشستن المستعين باللَّه بخلافت ) و مستعين ، طاهر بن عبد الله را بر خراسان بداشت ، پس چون كار يعقوب بسيستان قرار گرفت عمرو را بر سيستان خليفت كرد و عزيز بن عبد الله مرزبان را امير شرط كرد و خود برفت ، و صالح بن النضر بن بست قوى گشته بود ، بحرب او شد اندر جمادى الاخر سنة ثمان و اربعين و مائتين ، و حربهاء بسيار ميان ايشان برفت ، پس صالح بن النضر به شب بگريخت و بست به يعقوب بگذاشت و خود با سپاه به راه بيابان بسيستان آمد و هيچكسى را خبر نبود تا در شب بدر آكار اندر آمد ، اندر رجب سنة ثمان و اربعين و مائتين ، مردمان چنان دانستند كه يعقوبست كه از بست باز آمد ، عمرو تا بدانست كه حال چيست مردم پراكنده بودند و شب بود ، بيش از آن نرسيد كه خانه حصار گرفت اندر كوى گوشه ، صالح پيرامن خانه بگرفت و عمرو را از حصار بيرون آورد و عزيز بن عبد الله و داود را برادر او را باز گرفت ، و يعقوب بر اثر او آمده بود ديگر روز كه اين كرده بود ، پس لشگر فرود آمد و صالح مينوحنف حصار گرفت ، و پيرامن خويش كنده كرد ، و يعقوب بحرب آمد روز شنبه پنج روز رفته از شعبان سنه ثمان و اربعين و مائتين و صالح بهزيمت رفت و يعقوب همه مال و سلاح و ستوران سپاه او بگرفت و عمرو و عزيز و داود را خلاص كرد ، باز آن اسيران را هر كسى را چيزى بداد و بگذاشت و خداى را شكر كرد برين ظفر و باز يافتن برادر زنده ، و پنجاه هزار درم بدرويشان داد ، پس چون بزرگى يعقوب پيدا گشتن گرفت و ايزد تعالى فتحها همى كرد ، از هر را بر خوارج دوستى بوده بود . قصهء ازهر ازهر [ 1 ] بن يحيى بن زهير بن فرقد بن سليمان بن ماهان بن كيخسرو ابن اردشير بن قباد بن خسرو ابرويز الملك ، پس از هر نامها كرد سوى بزرگان خوارج
--> [ 1 ] قابوس نامه ( از هرخر ) آورده است ( چاپ آقاى نفيسى ص 68 ) .